کوروش ای شیر ژیان پارسی

|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ساعت توسط مهدیان |
از ازل نام تو در طالع و فالم گردید
از ازل نام تو در طالع و فالم گردید
پاسخ مسئله و طرح سوالم گردید
تا که ایزد ز گل خام سرشتم را ساخت
نقش رویت به گل و طرح سفالم گردید
گر چه امروز حضورت به کنارم پیداست

عاشقی روز ازل شامل حالم گردید
گفتن عشق تو تنها به غزل هایم نیست
صحبت روز و شب و خواب و خیالم گردید
غصه و غم اگر از شعر و غزل پیدا نیست
شادم آن لحظه که دوران وصالم گردید
راه خوشبختی من نیست به غیر از ره تو
عاشقی راه من و نور کمالم گردید

|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ساعت توسط مهدیان |
پیکر شادروان پروفسور "" ریچارد فرای ""
در میان هیاهوی جام جهانی و شور و شوق زائد الوصف ایرانیان

در سانسور کامل خبری پیکر شادروان پروفسور "" ریچارد فرای "" ایران شناس و ایران دوست فقید سوزانده شد
........................................................
ﺁﺭﯼ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﮕﺰﺍﺱ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻣﺘﺮ ﺧﺎﮎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﮐﻨﻨﺪ عاقبت ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻮشی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺧﺒﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﺷﺪﻥ ﻭﺻﯿﺘﺶ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ( در کنار زاینده رود ) ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ نماند

او کسی بود ﮐﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﻠﻢ ﺯﺩ ﻭ ﻣﯿﻬﻦ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ بسیاری ﺍﺯ تاریخ ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻫﻨﺮ ایران ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﺮﺩ

دایر کردن ﮐﺮﺳﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ آمریکا از دیگر کارهای وی بود

این مرد همان کسی بود که به ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺟﻌﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﻭﻟت مردان ﺍﺭﻭﭘﺎ و ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ نمود ﻭ ﺍﻓﺸﺎﮔﺮﯼ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ که خلیج ﭘارس همیشه "" ﭘارس "" است

آری ...
او ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﻫﻮﺱ ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﮐﻨﺪ
و ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ نیز ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ که ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺍﯾﺮﺍن شناﺳﯽ ﻭ ﺍﯾﺮان دﻭﺳﺘﯽ ﭼﯿﺴﺖ ...

پرونده‌ ی دفن پروفسور ریچارد فرای در ایران شاید با سوزاندن پیکر او بسته شد
اما پرونده‌ ی بی وفایی مسوولان ایرانی در عمل به عهد خود و جامه‌ ی عمل پوشاندن به آخرین خواسته‌ ی کسی که سال‌ های زیادی از عمرش را در راه شناختن و معرفی کردن کشور ایران به جهانیان گذاشت همچنان باز است

ﻣﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ ، ﺑﺪﺟﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ما ﻣﻠّﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻞ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﯼ ﺯﺩیم

ﺩﺭﺩﺍ ﻭ ﺩﺭﯾﻐﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ

"" روانش شاد و یادش گرامی ""


|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ساعت توسط مهدیان |
هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر
 

قهوه را بردار و یک قاشق شکر... سم بیشتر!

پیش رویـــــم هــــم بزن آن را دمــــادم بیشتر

 

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست

مــی شوم هـــرآن بـــه نوشیدن مصمــــم بیشتر

 

صندلی بگذار و بنشین روبرویم،وقت نیست

حرف ها داریــــم ، صدها راز مبهــــم، بیشتر

 

...راستش من مرد رویایت نبودم هیـــچ وقت

هرچه شادی دیدی از این زندگی غم بیشتر

 

ما دو مرغ عشق، اما تا همیشه در قفس

ما جدا از هم غم انگیزیم، با هــــم بیشتر

 

عمق فنجان هرچه کمتر می شود حس می کنم

عــــرض میــــز بینــــمان انگار کـــــم کـــــم بیشتر

 

خاطرت باشد کسی را خواستی مجنون کنی

زخـــــم قدری بر دلش بگذار، مرهـــــم بیشتر

 

حیف باید شاعری خوشنام بودم در بهشت

مادرم حـــــوا مقــصر بــــــــــود، آدم بیشتــر

*

سوخت نصــف حرفهایـــم در گلــو...اما تو را

هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر

 

 


|+|نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393 ساعت توسط مهدیان |
از چشم هایت تازه فهمیدم عسل زیباست
لبهات از آغازِ خلقت از ازل زیباست
از چشم هایت تازه فهمیدم عسل زیباست
با بوسه ها هرچند مشکل داشتم اما
چون میشود ما بین ما رد و بدل زیباست
با دامنت در باد میرقصد دلم بانو
در باد میفهمی که شعر مبتذل زیباست
باید پرستیدت جهالت نیست باور کن
کفر است اما بت پرستی در عمل زیباست
جغرافیای خطه ات را دوست میدارم
آغوش بگشا سرزمین من بغل زیباست

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ساعت توسط مهدیان |
خدا ي شا ديها

خدا ي شا ديها

اي هميشه نو راني آ سمان چشمانت                                                                    

           يك جها ن صفا دارد بوستا ن چشما نت

من چو با غ بي بر گم تو هميشه سر سبز ي                                         

                پر شكو فه ام گر دا ن از جنا ن چشما نت

در كويرحيراني تشنه جوابم من                                                      

                       لحظه اي مر ابنما ميهما ن چشمانت

ا ي كر ا مت با ران پر شكو فه ام گرد ا ن           

               پر ستا ر ه ام بنما ز آ سما ن چشما نت

مر دم از برودتهـا  يكنفس نثارم كن                                       

              پر توي ز ا نو ا ر بيكر ا ن چشمانت

لحظه ا ي بما ن با من ا ي خد ا ي شا ديها                 

                    تا كه سر بسا يم بر آ‌ستا ن چشما نت

کاشکی به شام وصل اندکی صمیما نه                                           

                     راز دل بگویم با مردمان چشما نت

ميخرم ملا لت را با تما م شا د يها                                           

             تا غمي نبينم من د ر ميا ن چشما نت


|+|نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393 ساعت توسط مهدیان |
سرداران دلیر ایران زمین از دیرباز تا کنون

سرداران دلیر ایران زمین از دیرباز تا کنون

درود بر فرزندان ایران زمین ، در این نوشتار می خواهم نام ، نشان و دلاوری های سرداران دلیر ایران زمین که در برابر یورش بیگانگان و دشمنان بد سگال و ددمنش این مرزوبوم قد برافراشتند و تا پای جان ایستادند برایتان بگویم. صد البته بسیارند سرداران دلیر سپاه ایران زمین که برای شکوه این سرزمین اهورایی جنگیدند همانند مردونیه ، ماسیست ، داتیس ، ستاسپ و بسیار سرداران دیگر ، اما از کسانی که نام برده می شود فرماندهان و دلاورانی هستند که در برابر یورش دشمن بپاخاستند…

۱-    سردار آریوبرزن هخامنشی

 

آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.در جنگ دربند پارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی «آریوبرزن» دربرابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند.

آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه (Persepolis) شتافت. ولی سپاهیانی که به دستور اسکندر از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او ، به پارسه (تخت جمشید) دست یافته بودند. آریوبرزن با وجود واژگونی پایتخت و در حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او  همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.

نامش پاینده و یادش گرامی باد

ادامه در ادامه نوشتار

 

.ps-social-sharing-2011{ -webkit-transition: opacity 0.3s; -moz-transition: opacity 0.3s; filter: alpha(opacity=70); opacity: 0.5; } .ps-social-sharing-2011:hover{ filter: alpha(opacity=100); opacity: 1; }
ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در شنبه سوم خرداد 1393 ساعت توسط مهدیان |
زندگینامه: استفان ویلیام هاوکینگ
 

 

زندگینامه: استفان ویلیام هاوکینگ (1942-)
استفان هاوکینگ (Stephen William Hawking) در سال 1942 در شمال شهر لندن به دنیا آمد.وی ۳۰۰ سال بعد از مرگ گالیله، در آکسفورد انگلستان به دنیا آمد. خانه والدینش در شمال لندن بود ولی در جریان جنگ جهانی دوم به منطقه امنتری نقل‌مکان کردند.
وقتی استفان ۸ ساله بود به St Albans شهر کوچکی در شمال لندن رفتند. در ۱۱ سالگی استفان به مدرسه همین شهر رفت و سپس به کالج آکسفورد، کالجی که پدرش نیز در آن تحصیل کرده بود رفت.
استفان هاوکینگ چگونه حرف می‌زند
استفان به ریاضیات علاقه داشت در حالی که پدرش پزشکی را ترجیح می‌داد. رشته ریاضیات در آن زمان در کالج محل تحصیل استفان تدریس نمی‌شد به همین علت استفان فیزیک را انتخاب کرد.
بعد از ۳ سال وی برنده جایزه اول شد. استفان پس از آن به کمبریج رفت تا به تحقیقات کیهان‌شناسی بپردازد.
وی همواره ریاضیات را دنبال کرده؛ اما جالب این است که او در دوران تحصیلات مقدماتی، دانش‌آموزی خیره و سرکش بوده است و همواره به جهت برخورداری از سطح معلومات علمی بالاتر نسبت به همکلاسی‌های خود سعی داشت که کتاب‌های درسی را زیر سوال برده و نواقص آنها را به معلمان خود گوشزد کند.
هاوکینگ دانش‌آموزی بد خط بوده و در عین حال اغلب اوقات با معلمان و سایر اطرافیان جر و بحث می‌کرد.
او برخلاف اینشتین، عاشق کتاب‌های تخیلی و علمی است و با الهام گرفتن از آنها و پردازش مغزی فوق‌العاده سریع خود در دروس دانشگاهی پیشرفت کرد تا آنجا که در دانشگاه جزو موفق‌ترین دانشجویان همدوره خود بود.
به دنبال احساس ناراحتی‌هایی در عضلات دست و پا، استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز 21 سالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش‌هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد.
این بیماری که به نام ALS شناخته می‌شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می‌دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می‌برد و با تضعیف ماهیچه‌ها فلج عمومی ایجاد می‌کند، بطوریکه به مرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می‌شود.
بروز بیماری باعث ناامیدی و اندوه عمیقی در استفان مستولی شد. وی ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته می‌دید؛ دوره دکترا، رویای دانشمند شدن، کشف رمز و راز کیهان.
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با بیماری داد، آشنایی با دختری به نام (جین وایلد) در همان ایام بود که بعدها همسرش شد.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تأثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استفان چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می‌آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می‌گذراند.
آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استفان تحصیلات دانشگاهی‌اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می‌بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.
وی طی 2 سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می‌رفت.
ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش‌بینی 2 سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی‌اندیشید.
جین تا سال ۱۹۹۱ از استفان نگهداری کرد. در آن سال به دلیل مشکلات ناشی از شهرت استفان و بدتر شدن بیماری او، این دو از یکدیگر جدا شدند.
سپس استفان که از این ازدواج 3 فرزند داشت، با یکی از پرستارانش، الن میسون، ازدواج کرد. همسر اول الن، دیوید میسون، سازنده نخستین دستگاه گویا برای استیفن بود.
پیش‌بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری به همه بدنش چنگ انداخت.
از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می‌کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است.
وی با 2 انگشت می‌تواند دکمه‌های کامپیوتر بسیار پیشرفته‌ای را فشار دهد که اختصاصأ برای او ساخته شده است و بجایش حرف می‌زند و رابطه‌اش را با دنیای خارج برقرار می‌کند، چون استفان از سال ۱۹۸۵ قدرت گویایی خود را هم ازدست داده است.

استيون هاوكينگ,زندگي نامه استيون هاوكينگ,بيوگرافي استيون هاوكينگ

یک شب در ژنو که استفان هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد. بی‌درنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند.
معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سینه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن می‌میرند که این خطر برای استفان هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سینه پهلو بود.
پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می‌داد.
وی گویایی خود را از دست داد، اما با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو، ارتباط او با اطرافیانش بهتر از قبل شد.استفان هاوکینگ، نابغه فیزیک جهان در دوران معاصر، روی ویلچر گذران عمر می‌کند و تنها 2 انگشت از کل اعضای بدنش قدرت تحرک دارند، اما ارزش و اعتبار وی تا آنجاست که کرسی دانشگاهی را در دانشگاه کمبریج در اختیار دارد که بیش از 200 سال پیش نیوتون دارای آن بوده است.
هاوکینگ که به اینشتین دوم نیز معروف است، تمام تلاش خود را به خرج داده تا تئوری تاریخی نسبیت اینشتین را با افزودن نظریه‌های مربوط به کوانتوم تکمیل کند و در کل معادله‌ای موثر و قابل قبول برای کل فعل و انفعالات در عالم هستی ارائه کند.
وی یکى از بزرگ‌ترین دانشمندان معاصر است که در دپارتمان ریاضیات کاربردى و فیزیک نظرى و استاد کرسى لوکازین ریاضیات در دانشگاه کمبریج است.
سمتى که پیش از این سر آیزاک نیوتن و بعدها پل دیراک عهده دار آن بودند. هاوکینگ برخلاف سایر همکاران دانشگاهى خود در بین عامه مردم نیز از شهرت و محبوبیت بسیارى برخوردار است.
زمینه‌ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطه‌ سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد.
طبق نظریه هاوکینگ در سال ۱۹۷۶ سیاه‌چاله نوعی تابش به نام تابش هاوکینگ از خود بروز می‌دهد و این تابش به دلیل ساختار درون سیاه‌چاله فاقد اطلاعات است.
ولی این با قوانین فیزیک کوانتمی در تناقض بود که می‌گوید اطلاعات هرگز نمی‌توانند کاملا از بین بروند.این مسئله با عنوان "پارادوکس اطلاعات سیاه‌چاله" یکی از معماهای فیزیک مدرن بود.هاوکینگ ابتدا میدان گرانشی شدید درون سیاه‌چاله را دلیل این امر می‌دانست.
بر طبق محاسبات جدید هاوکینگ، نوسانات سطح سیاه‌چاله‌ها می‌توانند باعث فرار اطلاعات شوند. سیاه‌چاله‌ها همه اطلاعاتی را از هر چه به درون آنها فرو رود، از بین نمی‌برند. در عوض اطلاعات تکه‌تکه می‌شوند. به این ترتیب اطلاعات می‌توانند از سیاه‌چاله فرار کنند.
هاوکینگ کرسی ریاضیات "لوکاس" یا "Lucasian " را که در قرن 18 میلادی به نیوتون متعلق بود، در اختیار داشت و پس از بازنشستگی، فعالیت‌های خود را به عنوان استاد افتخاری ریاضیات لوکاس ادامه داد.
کرسی ریاضیات لوکاس در سال 1663 توسط هنری لوکاس که در طول حیاتش بالغ بر 4 هزار کتاب منتشر کرده به دانشگاه اعطا کرده بود پایه گذاری شد.
دومین کرسی‌دار این پست نیوتون بوده و پاول دیراک، متخصص مکانیک کوانتوم نیز از سال 1932 تا سال 1969 اختیار دار این کرسی بوده است و از سال 1979 این کرسی معتبر در اختیار استفان هاوکینگ قرار گرفت.
دانشگاه کمبریج قبلا اعلام کرده بود انتظار دارد هاوکینگ فعالیت‌های خود را در کرسی ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری به عنوان هدایت کننده گروه‌های تحقیقاتی کیهان شناسی و گرانشی ادامه دهد.
هاوکینگ با وجود ناتوانی‌های فیزیکی‌اش ناشی از بیماری‌های اختلالات نرونی به دلیل ارائه نظریاتی در باره سیاهچاله‌های فضایی و طبیعت زمان به شهرت علمی جهانی دست یافت.
بر اساس گزارش AP، هاوکینگ با ارائه نظریه "Hawking radiation" اولین شهرت جهانی خود را کسب کرد.
وی با ارائه این نظریه شدت تراکم سیاهچاله‌ها را به شکلی که هیچ جسمی توانایی گریز از کشش گرانشی آن را نخواهد داشت، رد کرده و نشان داد که نور و دیگر امواج قادر به عبور از میان این سیاهچاله ها خواهند بود.
کتاب مهم او ساختار بزرگ مقایسه مکان و زمان است که با همکاری ج اف آر الیس نوشته است.کتاب «تاریخچه زمان» وی بارها و بارها تجدید چاپ شده و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رفته و بدین ترتیب پرفروش ترین کتاب علمى همه دوران ها شناخته شد.
کتاب تاریخچه زمان که عنوان فرعى «از انفجار بزرگ تا سیاهچاله‌ها» را بر خود دارد یکى از مهمترین کتاب‌ها در حوزه کیهان شناسى است که به موضوعاتى همچون تصویر ما از جهان، مکان و زمان، جهان در حال گسترش، اصل عدم قطعیت هاینزبرگ و پیامدهاى آن، نیروهاى اصلى و ذره هاى بنیادین طبیعت آغاز و انجام جهان، وحدت فیزیک مى پرداخت.
هاوکینگ بعدها نیز براى خوانندگان غیرمتخصص کتاب‌هایى تالیف کرد که از جمله آنها مى‌توان به تاریخچه مصور زمان، سیاهچاله‌ها و جهان‌هاى کوچک اشاره کرد.
کتاب مهم دیگری که هاوکینگ تالیف کرد جهان در پوست گردو «The Universe in a Nutshell» نام دارد. این کتاب نیز در سال ۲۰۰۲ به عنوان برترین کتاب علمى، جایزه آونتیس را از آن خود کرد.
هاوکینگ دارای چندین درجه دکترای افتخاری و افتخارات و جوایز متعددی است و همچنین عضو انجمن پادشاهی بریتانیا و آکادمی علوم ایالات متحده آمریکا است.
وی علیرغم مسائل و مشکلات ناشی از بیماری و زندگی نامتعارف شخصی خود دارای 3 فرزند و یک نوه است.
هاوکینگ علاوه بر فعالیت تخصصی علمی در گسترش دانش، برای عموم مردم به ایراد سخنرانی نیز می‌پردازد. او نمادی از مقاومت در مقابل سختی‌ها و تسلیم ناپذیری است.
عجیب ترین ساعت دنیا نیز توسط فیزیکدان معروف، پروفسور استفان هاوکینگ در دانشگاه کمبریج به نمایش گذاشته شد.
هاوکینگ سال‌ها قبل به عنوان توریست برای بازدید از آثار تاریخی به ایران سفر کرده بود.


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ساعت توسط مهدیان |
لُطفعَلی خان زند
لُطفعَلی خان زند (۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) واپسین فرمانروای زند بود که میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی (۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ قمری) بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آغا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او پرونده دودمان زند نیز بسته شد.
وی پسر جعفرخان زند و نوه صادق خان زند برادر بنیان‌گذار فرمانروایی زندیان کریمخان زند وکیل الرعایا بود. وی دارای ویژگیهای برجسته بسیاری چون خوش‌سیمایی، دلاوری، نیرومندی و هوش سرشار بود. وی از ادب و شعر هم بی‌بهره نبود.
در ین تحقیق کتابخانه ی با استفاده از منابع مستند موضوعات مختلفی از زندگی لطفعلی خان زند
اخلاق ، رفتار و چگونگی کشتـه شدن او نوشتـه شده است . ین شاهـزاده زند از دوران طفـولیت
سوارکاری بی نظیر ، تیر اندازی تیز بین و دلاوری بی باک وغیور بود . او هیچ فرصت مناسبی را از دست نمی داد . او که با استفاده از جنگ داخلی در خاندان زند ، موقعیت خود را در شمال و حوزه مرکزی کمابیش مستحکم ساخته بود ، قصد تسخیر شیراز کرد . لطفعلی خان و همراهان او امیدوار بودند که شیراز را به راحتی خواهند گرفت اما آنها غافل بودند که حاج ابراهیم کلانتر در انتظار است تا خیانت عظیمی به آنها بکند و سرانجام ،او و سپاهش براثر خیانت حاج ابراهیم خان کلانتر (صدر اعظم ) و آقا محمد خان قاجار نتوانستند شیراز را تسخیر بکنند . او یکی از پادشاهان جوان و آخرین پادشاه دوره زند بودکه توانست با شجاعت بر مدعیان سلطنت پیروز شود و دولت زندیه را بار دیگر سر وسامان بخشد . درپیان حکومتش او را با انواع شکنجه هی وحشیانه از قبیل درآوردن چشمانش از حدقه ،کشتند . در رویت ها آمده است که دست و پی او را هم بریدند و آنچه به تهران آوردند تنه ی بود که جان داشت و بالا خره او را کشتند و سپس پیکرش را در بقعه امامزاده زید دفن کردند

 


|+|نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ساعت توسط مهدیان |
لیلةالرغائب

فردا هم اول ماه رجب است و هم شب ارزوهاست . دعا برای یکدیگر فراموش نکنیم

لیلةالرغائب از ویکی‌پدیا
لیلة الرغائب (نامی عربی به معنی: شب آرزوها) به نخستین شب جمعهٔ ماه رجب گفته می‌شود. به باور مسلمانان در این شب فرشتگان بر زمین نزول می‌کنندتا رحمت الهی را به جامعه بشری عرضه نمایند. لیله الرغائب در سراسر جهان اسلام گرامی داشته می شود

کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می‌باشند. بنابر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطاء و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با رو آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانهٔ خدا می‌شوند.[۲]

اعمال این شب:

روز پنج شنبه اول ماه رجب - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر«اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود.

در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.

از خدا همیشه درخواستهای بزرگ و زیاد داشته باشیم و...


|+|نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ساعت توسط مهدیان |
آخرین نوشته ها
کوروش ای شیر ژیان پارسی
از ازل نام تو در طالع و فالم گردید
پیکر شادروان پروفسور "" ریچارد فرای ""
هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر
از چشم هایت تازه فهمیدم عسل زیباست
خدا ي شا ديها
سرداران دلیر ایران زمین از دیرباز تا کنون
زندگینامه: استفان ویلیام هاوکینگ
لُطفعَلی خان زند
لیلةالرغائب
آرشيو وبلاگ
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
آرشيو


آهنگ های ابدی - تعمیرات خودرو - سه سیب - انجمن مورفولوژی جغرافیایی | حاوی