کمالی شکنجه گر معروف ساواک در دادگاه و پیش از اعدام

|+|نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
بهار
بهار آمد بهار گلعذار آمد


|+|نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد

آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد

هیچ دانست چه ها با من از این سودا کرد

 

قامتی خم شده و دیده ای از خون لبریز

بود جوری که به من، هجر تو بی پروا کرد

 

چه بگویم زغم سینه و ناسازی بخت

که چه ها با دل خونین شده ی شیدا کرد

 

وه که یک لحظه نشد غصه رها سازد دل

دردل میکده هم این دل من، پیدا کرد

 

هرزمانی که زکوی تو گذشتم، ازشوق

سر به دیوار قفس زد دل و صد غوغا کرد

 

بنشین در بَرَم اکنون بخوان قصه ی عشق

شاید امروز نشد باتو دگر فردا کرد

 

تا جهان بوده چنین بوده، وفایی مَطَلب

نتوان شکوه ای از رسم و رهِ دنیا کرد

 

کوه اگر بود هم از درد به جان آمده بود

از جفایی که غم دوری تو با ما کرد


|+|نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر

|+|نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
سورنا

|+|نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
تا نگهبانان ابــرو دستشان بر خنجــر است

|+|نوشته شده در شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
واپسین سخنان کوروش بزرگ

واپسین سخنان کوروش بزرگ

پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.زودتر آنرا در

آغوش خاک پاک ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.چه افتخاری

برای انسان بالاتر از اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم‌ پيمانان

بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد

شادباش گويند.به واپسين پند من گوش فرا داريد.اگر می خواهيد دشمنان خود را تنبيه

كنيد،به دوستان خود نيكی كنيد.فرزندان من،دوستان من،من اكنون به پايان زندگی نزديک

گشته‌ام؛من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و

كام من اين است كه اين احساس در كردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام

كودكی،جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام،هميشه نيروی من افزون گشته است آن چنان كه

هم امروز نيز احساس نمی كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.من دوستان را به خاطر

نيكويی های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.زادگاه من بخش

كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می گذارم. اما از آنجا كه از

شكست در هراس بودم،خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم.حتي در پيروزی_

های بزرگ خود،پا از اعتدال بيرون ننهادم.در اين هنگام كه به سرای ديگر مي‌گذرم،

شما و ميهنم را خوشبخت می بينم.و از اين رو می خواهم كه آيندگان مرا مردی

خوشبخت بدانند.مرگ چيزی است شبيه به خواب. در مرگ است كه روح انسان به

ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و

هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود.پس اگر چنين بود كه من انديشيدم،به آنچه كه

گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود،اما اگر اين چنين

نبود،آنگاه از خدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد

و ناظر اعمال ماست.بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی

و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست مي‌دارم ولی

فرزند بزرگترم كه آزموده‌ تر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم،من شما را

از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما

آزرم بدارند.تو كمبوجيه،مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد

داشت.دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌ تری هستند. همواره حامی كيش

يزدان پرستی باش،اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته

و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل

دارد پيروی كند.هر كس بايد برای خويشتن دوستان يک دل فراهم آورد و اين دوستان

را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيد اگر اعمال شما پاک

و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت؛ولي اگر ظلم و ستم روا داريد

و در اجرای عدالت تسامح ورزيد،ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از

بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد.من عمر خود را در ياری به مردم

سپری كردم.نيكي به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم مي ساخت و از همه

شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.به نام خدا و نياكان درگذشته‌ی ما،ای

فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بی جان مرا

هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن

را به خاک باز دهيد.چه بهتر از اين كه انسان به خاک كه اين‌ همه چيزهای نغز و زيبا

می پرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم

بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می بخشد آميخته گردم.هم‌اكنون درمی يابم كه

جان از پيكرم مي‌گسلد.اگر از ميان شما كسی مي‌خواهد دست مرا بگيرد يا به

چشمانم بنگرد،تا هنوز جان دارم نزديک شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم،از

شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند؛حتی شما فرزندانم...


|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
امشب سخن از جان جهان باید گفت

فرخنده میلاد فخر کائنات، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلاله پاکش و مطهرش، رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق علیه ‏السلام، بر پیروان راستین خق تهنیت باد............

...........
امشب سخن از جان جهان باید گفت
توصیف رسول انس و جان باید گفت
در شام ولادت دو قطب عالم
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
.......


|+|نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا

نذر امام حسن عسگری (ع)

شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا                                                                      

       روشنایی بخش در شبهای تار سا مرا

آفتاب پر فرو غ و بی زوال فقه و دین         

        آن  اما م  رحمت  آن  آ ئینه دار سا مرا

روشن از نور جمالش کوره را ه زندگی                                             

         در دل عصر تباهی سایه سار سا مرا

در زمان فتنه ها و ظلم و جور و اختناق                                    

       بوده چون سنگ صبوری غمگسار سا مرا

شیعیان را ملجایی  بو د  و  پنا  ه  و  ما  منی                       

                   در شب تاریک ظلم و   رو ز گار  سا  مرا

در  دل  در یا  ی  لشگر  بود ه  در  تحت  نظر                            

              کرده چون مه روشنایی در حصار سامرا

زیر تیغ و تاز یا نه    بو د   ه  عمری چون پدر                             

                  کرده تر ویج شریعت و در فشار سامرا

کشته  ی  زهر  جفا شد  همچو  جدّ  اطهرش                                        

        رفته  بر باد  خزان  روح  و  بهار  سا مرا

در روز شهادت امام حسن عسگری 10/10/1393


|+|نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
ای سر تو به روی نی رشک مه و ستاره ها

ای سر تو به روی نی  رشک مه و ستاره ها                      

              سیر نگشته عرشیان بسکه کند نظاره ها

در پی تو   روانه ام با دل و جان سو خته                                          

                        تا نگرم جمال تو به گو شه و کناره ها

دمی نگر به حال من ز دختران خود بپرس                    

        ز پای کودکان خود و    راز گوش   پار ه ها

نظاره کن ز روی نی به نا قه ها ی بی جهاز                                  

          به پای  خسته و کبود و زخم گو شوار ه ها

سنگ زدند کو فیان هی سر اصغر تورا                                

         هلهله کرده کف زنان به  کوس ها نقار ه ها

خون جگرم هنوز از لحظه تلخ ر فتنت                                          

          ز جسم پار ه پار ه ات به زیر سمّ  با  ر ه ها

زند به سینه ام شرر    از آن زمان که دید ه  ام                        

             رفته بسوی  آسمان  ز خیمه ها  شرار ه ها

امان ز  ر   نج این سفر و طعنه های دشمنان                                                

                      پیاده  پا به پای تو  به  همره سوار ه ها

طنین نهضت تو را به گوش جان می شنوم                                      

               فراتر از زمانه ها    به ماذن و منار ه  ها

8/ 9/ 1393  ششم محرم الحرام1436 


|+|نوشته شده در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
آخرین نوشته ها
کمالی شکنجه گر معروف ساواک در دادگاه و پیش از اعدام
بهار
آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد
بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
سورنا
تا نگهبانان ابــرو دستشان بر خنجــر است
واپسین سخنان کوروش بزرگ
امشب سخن از جان جهان باید گفت
شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا
ای سر تو به روی نی رشک مه و ستاره ها
آرشيو وبلاگ
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
آرشيو


آهنگ های ابدی - تعمیرات خودرو - سه سیب - انجمن مورفولوژی جغرافیایی | حاوی