داستان ساخت طاق کسرا
شاهنامه داستانی از 1500 سال پیش درباره ساخت طاق کسری آمده است.زمانی که خسرو پرویز تصمیم گرفت کاخی بلند و درخور توجه بسازد،آگهی به تمام شهرهای ایران فرستادند تا بهترین کارگران داوطلب انجام این کار را گرد هم آورند.واژه ی "کارگر"در ایران باستان به معنای "معمار" امروزی استفاده میشده است.زیرا "کار" به معنای قوس است و کارگر به کسی گفته می شود که بتواند قوس و تاق درست کند . به جای واژه ی کارگر در معنای امروزی،در ایران باستان از واژه ی " پیش کار " استفاده میشده است .

3000 معمار برجسته برای این کار داوطلب شدند و از میان آنان ، 30 نفر و در پایان از بین آنها نیز 3 نفر برگزیده شدند . دو رومی و یک پارسی . البته باید توجه داشت که واژه ی رومی در شاهنامه به معنای محل جغرافیایی کشور ایتالیای امروزی نیست ، بلکه این واژه به معنای آسیای صغیر بوده است . یعنی بخشی از غرب فلات ایران ، و محل زندگی اقوامی از نژاد آریا.

نکته درخور نگرش آن است که برنده ی مسابقه در انجمنی که امروز مصاحبه ی حضوری می نامند ، برگزیده شد :

گرانمایه رومی که بد هندسی        به گفتار ، بگذشت ، از پارسی

خسرو پرویز به او چنین گفت که :

یکی کاخ خواهم که فرزند من            همان تا بسی سال پیوند من

بدو در نشیند نگردد خراب                    ز باران و از برف و از آفتاب

"فرقان" که نام کارگر مورد نظر بود ، این امر را پذیرفت و شروع به کندن پی دیوارهای کاخ کرد . ژرفای پی دیوارها 10 شاه رش بود که در اصطلاح ، به فاصله ی میان دو دست باز شده گفته می شود ، و کمتر از دو گز است و پهنای پی دیوارها نیز پیرامون 10 متر بود . بعد از احداث دیوارها ، فرقان از خسروپرویز تقاضا نمود تا 40 روز به او مهلت دهد تا دیوارها نشست خود را بکنند . اما خسروپرویز که برای نشستن در کاخ شتاب داشت ، این سخن را نپذیرفت. بنابراین فرقان از او تقاصا کرد تا بک استوار (معتمد) را با یک ریسمان ابریشمی تابیده همراه او کند . وی به همراه استوار ارتفاع دبوار را اندازه گرفت . شب شد و فرقان ناپدید گشت . گویی که هرگز در جهان نبوده است . هرچه گشتند او را نیافتند . بنابراین شاه دستور داد تا پیش کارانی را که همراه فرقان از شهر او آمده بودند ، به زندان بیاندازند. سه سال به همین ترتیب گذشت و سرانجام فرقان دوباره ظاهر گشت . وی را نزد شاه بردند . شاه با عصبانیت علت ناپدید شدنش را پرسید .فرقان بیان داشت که چنانکه توضیح او را بشنوند ، به علت غیبت او پی خواهند برد و او را خواهند بخشید . وی گفت : به خاطر دارید که سه سال پیش به همراه یک استوار ارتفاع دیوارها را اندازه گرفتم . حال می خواهم با همان استوار و همان ریسمان تابیده ابریشمی ، دوباره ارتفاع دیوارها را اندازه بگیرم . این کار انجام شد و مشخص شد که ارتفاع دیوار به اندازه 5 رش (نزدیک به 2 متر) کم شده و به عبارت دیگر نشست کرده است . فرقان رو به خسرو کرد و گفت : چنانکه من سه سال پیش تاق را بر این دیوار می نهادم ، امروز دیگر دیوار و کاخی باقی نمانده بود !

طاق کسرا

خسروپرویز نیز با این استدلال ، از او راضی شد . کار ساخت کاخ تا 7 سال ادامه پیدا کرد. گفته می شود در نمای این کاخ از زر و سیم بسیاری بهره گرفته بودند و کاخ از دور چون خورشیدی می درخشید.

طاق کسرا

نمایی بازسازی شده از طاق کسرا

نکته قابل توجه در این داستان ، رعایت روش انتخاب معمار برای ساخت بناهای مهم در ایران باستان ، پس از 1500 سال ، توسط انجمن آرشیتکت های بین المللی است . یعنی دادن فراخوان برای انتخاب بهترین معمار از میان عده ی زیادی که متقاضی انجام کار هستند ، و در نهایت مصاحبه حضوری با دو نفر معمار برگزیده نهایی. اولین ساختمانی که با این روش در اروپا ساخته شد ، ساختمان " ژرژ پمپیدو " در فرانسه بوده است .

نکته دیگر عدم اجرای دستورات نابجای کارفرمایان ناآگاه ، توسط معمار است . چیزی که متاسفانه ، امروزه تقریبا در شهرهای سراسر جهان رعایت نمی شود . اما در 1500 سال پیش ، معماری با بزرگترین قدرت جهان آن روز ، برای انجام صحیح حرفه اش ، به مقابله پرداخت . و خدا می داند فرقان در طی آن سه سال ، چه سختی هایی را برای مخفی شدنش متحمل شده . مهندسین باید آنقدر ابتکار عمل داشته باشند تا با کارفرمایان قدتمند و با نظرات غیراصولی آنها به خاطر تعهدی که در کارشان دارند ایستادگی کنند .

طاق کسرا

پی نوشت..........................................

منبعی که این مطلب دارد بر می گردد به سخنرانی استاد دکتر فریدون جنیدی در پژوهشکده نظر که در سال 1389 پخش شده است که من به این مطلب به طور کاملا اتفاقی دسترسی یافتم و خدا را شاکرم که نگذاشت این مطالب از دست برود.... 

بر گر فته از و بلاگ سلطه گران این مرزو بوم


|+|نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
ایرانیان و دولت آشور

مهاجرین آریایی که در طول کوههای زاگروس حرکت می کردند با تمدن هاي جديدي از قبيل بابل، آشور و اورارتو مواجه شدند. این کشورها که هر يك داراي تمدني بودند، در حكم سدي ايرانيان را متوقف ساختند . دره هاي وسيعي كه مسكن ايرانيان گرديد، مراتع خوبي براي تربيت اسب، و استخراج مواد معدني به خصوص صدور آهن بود، كه امپراطوري آشور نياز فراواني به آنها داشت . بعلاوه كوه نشينان زاگروس كه طبقه جنگجويان آن رو به زيادي بود، خطري براي آشور به شمار مي رفت . اين عوامل سبب تجاوز دولت آشور نسبت به ايران گرديد . طي قرنها زد و خورد كه همراه با قتل و غارت و سوختن و اسارت بود، آشور كوشيد كه اين منطقه ر ا زير تسلط آورد، اما موفقيتي حاصل نكرد. در اينجا بود كه آشور ناچار براي آنكه بتواند، با سواران جنگجوي ايران برابري كند، سواره نظام ايجاد كرد، و اين در حقيقت ايرانيان بودند كه آشور را وادار به تشكيل سواره نظام كردند، زيرا تا سال 860 ق . م . آشور فاقد سواره نظام بود. چنانكه گفتيم مهاجمات آشور بر عليه ايران، مدتها به طول انجاميد. حتي سارگن دوم در سال 713 ق . م . بر ماد مسلط شد . اما اتحاد ماد به زودي در ميان ديااكو، و پسرش فرورتيش عملي گرديد . اگر چه تلاش فرورتيش براي كوتاه كردن آشور به پيروزي منجر نشد، و حتي بدبختانه بر اثر ضعيف شدن مادها، سكاها به صورت مهاجرين تازه به شمال ايران وارد شده بودند، بر مادها مسلط شدند ( 653  625 )  اما او در ايجاد قواي منظمي براي دولت ماد بسيار كوشيد و دسته هاي منظم سربازان از جمله سواره نظام ايجاد كرد . اصلاحات نظامي او در زمان هوخشتر اولين پادشاه ماد بود، كه سواره نظام ماهر و منظم ايجاد كرد. اين سواران از كودكي به اسب سواري، و تيراندازي و قيقاج زدن مانند سواران پارتي چند قرن بعد عادت كرده بودند . هوخشتر از تسلط سكاها استفاده كرد، و روش جنگي آنها را آموخت، و مربياني از بين آنها براي تعليم سواره نظام انتخاب كرد . پس از اصلاحات نظامي، هوخشتر توانست سكاها را از كشور ماد اخراج كند. در همين زمان نيز پارسها مطيع ماد گرديدند. هوخشتر در سال 612 با كمك بابل، نينوا را تصرف كرد و به حكومت جبار آشور پايان داد .


|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
بهار
بهار آمد بهار گلعذار آمد


|+|نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد

آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد

هیچ دانست چه ها با من از این سودا کرد

 

قامتی خم شده و دیده ای از خون لبریز

بود جوری که به من، هجر تو بی پروا کرد

 

چه بگویم زغم سینه و ناسازی بخت

که چه ها با دل خونین شده ی شیدا کرد

 

وه که یک لحظه نشد غصه رها سازد دل

دردل میکده هم این دل من، پیدا کرد

 

هرزمانی که زکوی تو گذشتم، ازشوق

سر به دیوار قفس زد دل و صد غوغا کرد

 

بنشین در بَرَم اکنون بخوان قصه ی عشق

شاید امروز نشد باتو دگر فردا کرد

 

تا جهان بوده چنین بوده، وفایی مَطَلب

نتوان شکوه ای از رسم و رهِ دنیا کرد

 

کوه اگر بود هم از درد به جان آمده بود

از جفایی که غم دوری تو با ما کرد


|+|نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط مهدیان |
بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر

|+|نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
سورنا

|+|نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
تا نگهبانان ابــرو دستشان بر خنجــر است

|+|نوشته شده در شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
واپسین سخنان کوروش بزرگ

واپسین سخنان کوروش بزرگ

پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.زودتر آنرا در

آغوش خاک پاک ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.چه افتخاری

برای انسان بالاتر از اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم‌ پيمانان

بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد

شادباش گويند.به واپسين پند من گوش فرا داريد.اگر می خواهيد دشمنان خود را تنبيه

كنيد،به دوستان خود نيكی كنيد.فرزندان من،دوستان من،من اكنون به پايان زندگی نزديک

گشته‌ام؛من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و

كام من اين است كه اين احساس در كردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام

كودكی،جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام،هميشه نيروی من افزون گشته است آن چنان كه

هم امروز نيز احساس نمی كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.من دوستان را به خاطر

نيكويی های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.زادگاه من بخش

كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می گذارم. اما از آنجا كه از

شكست در هراس بودم،خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم.حتي در پيروزی_

های بزرگ خود،پا از اعتدال بيرون ننهادم.در اين هنگام كه به سرای ديگر مي‌گذرم،

شما و ميهنم را خوشبخت می بينم.و از اين رو می خواهم كه آيندگان مرا مردی

خوشبخت بدانند.مرگ چيزی است شبيه به خواب. در مرگ است كه روح انسان به

ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و

هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود.پس اگر چنين بود كه من انديشيدم،به آنچه كه

گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود،اما اگر اين چنين

نبود،آنگاه از خدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد

و ناظر اعمال ماست.بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی

و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست مي‌دارم ولی

فرزند بزرگترم كه آزموده‌ تر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم،من شما را

از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما

آزرم بدارند.تو كمبوجيه،مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد

داشت.دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌ تری هستند. همواره حامی كيش

يزدان پرستی باش،اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته

و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل

دارد پيروی كند.هر كس بايد برای خويشتن دوستان يک دل فراهم آورد و اين دوستان

را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيد اگر اعمال شما پاک

و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت؛ولي اگر ظلم و ستم روا داريد

و در اجرای عدالت تسامح ورزيد،ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از

بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد.من عمر خود را در ياری به مردم

سپری كردم.نيكي به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم مي ساخت و از همه

شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.به نام خدا و نياكان درگذشته‌ی ما،ای

فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بی جان مرا

هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن

را به خاک باز دهيد.چه بهتر از اين كه انسان به خاک كه اين‌ همه چيزهای نغز و زيبا

می پرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم

بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می بخشد آميخته گردم.هم‌اكنون درمی يابم كه

جان از پيكرم مي‌گسلد.اگر از ميان شما كسی مي‌خواهد دست مرا بگيرد يا به

چشمانم بنگرد،تا هنوز جان دارم نزديک شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم،از

شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند؛حتی شما فرزندانم...


|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
امشب سخن از جان جهان باید گفت

فرخنده میلاد فخر کائنات، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلاله پاکش و مطهرش، رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق علیه ‏السلام، بر پیروان راستین خق تهنیت باد............

...........
امشب سخن از جان جهان باید گفت
توصیف رسول انس و جان باید گفت
در شام ولادت دو قطب عالم
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
.......


|+|نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا

نذر امام حسن عسگری (ع)

شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا                                                                      

       روشنایی بخش در شبهای تار سا مرا

آفتاب پر فرو غ و بی زوال فقه و دین         

        آن  اما م  رحمت  آن  آ ئینه دار سا مرا

روشن از نور جمالش کوره را ه زندگی                                             

         در دل عصر تباهی سایه سار سا مرا

در زمان فتنه ها و ظلم و جور و اختناق                                    

       بوده چون سنگ صبوری غمگسار سا مرا

شیعیان را ملجایی  بو د  و  پنا  ه  و  ما  منی                       

                   در شب تاریک ظلم و   رو ز گار  سا  مرا

در  دل  در یا  ی  لشگر  بود ه  در  تحت  نظر                            

              کرده چون مه روشنایی در حصار سامرا

زیر تیغ و تاز یا نه    بو د   ه  عمری چون پدر                             

                  کرده تر ویج شریعت و در فشار سامرا

کشته  ی  زهر  جفا شد  همچو  جدّ  اطهرش                                        

        رفته  بر باد  خزان  روح  و  بهار  سا مرا

در روز شهادت امام حسن عسگری 10/10/1393


|+|نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ ساعت توسط مهدیان |
آخرین نوشته ها
داستان ساخت طاق کسرا
ایرانیان و دولت آشور
بهار
آن که با رفتن خود دیده ی من دریا کرد
بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
سورنا
تا نگهبانان ابــرو دستشان بر خنجــر است
واپسین سخنان کوروش بزرگ
امشب سخن از جان جهان باید گفت
شد خزان گلزار عمر گلعذار سامرا
آرشيو وبلاگ
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
آرشيو


آهنگ های ابدی - تعمیرات خودرو - سه سیب - انجمن مورفولوژی جغرافیایی | حاوی