دوباره مثل همیشه خجالتم دادی...

یا حسین جان:

دوباره مثل همیشه خجالتم دادی...

برای عرض ارادت لیاقتم دادی...

تعجبم تو کجا این حقیرساده کجا...

همیشه گفته ام آقا تو عزتم دادی...

همین که خط نکشیدی به نام من ممنون...

چه شد که این همه شوق ارادتم دادی ...

وفا ندیده ای از من قبول اما ...

خودت به رحمت شاهانه عادتم دادی...

السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله الحسین


|+|نوشته شده در شنبه هفدهم آبان 1393 ساعت توسط مهدیان |
هجوم تازیان به ایران

بنام ایزد پاک

در مورد هجوم تازیان به ایران و پیامدهای آن بسیاری از پژوهندگان تاریخ ایران کتابهایی نوشته اند که هریک با توجه به نگرش و عقاید خود به این واقعه پرداخته اند.آنچه که در کتابهای درسی مدارس به آن پرداخته شده این است که کلیه ایرانیان با غوش باز پذیرای دین تازه و سروری عربهای بدوی بر ایران بوده اند و عربها بدون هیچ خشونت و خونریزی وارد ایران می شوند.اما آیا این تمام واقعیت است؟بی شک اگر کمی درباره این مقطع تاریخی کنجکاوی کنیم در می یابیم آنچه که به عنوان تاریخ به خورد ما داده اند و هنوز هم می دهند چیزی جز واژگونه ای از یک رخداد تاریخی نیست.برای اینکه ببینیم در این مقطع از تاریخ ایران، بر ایران و ایرانی چه گذشته نخست باید شرایط آن روزگار ایران و همسایگان آن بویژه تازیان را مورد بررسی قرار دهیم. برای این کار از کتاب دو قرن سکوت کمک میگیریم.دکتر زرین کوب شرایط را این گونه روایت می کند: در آن روزگاران که هیبت و شکوه دولت ساسانی سرداران و امپراتوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس می افکند، عربان نیز مانند سایر مردم (انیران) روی نیاز به درگاه خسروان ایران می آوردند و در بارگاه کسرا چون نیازمندان و درماندگان می آمدند و گشاد کار خویش را از آنان می طلبیدند.پیش از این نیز به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری در نیامده بودند. پیش از اسکندر (گجسته) بیابان عرب در زمره سرزمینهایی بود که به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت.

در دوره ای برخی از تازیان به بحرین و کناره های دریای پارس به غارت آمده بودند اما شاپور ذوالاکتاف آنها را ادب کرد و به جای خویش نشاند.در تمامی ادوار بعد هم میبینیم که تازیان دست نشاندگان و گماشتگان و خراج گزار دولت ایران به شمار می آیند.

در مورد جایگاه زندگی تازیان هم روایت زرین کوب خواندنی است: بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگر آن قدر محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند.زیرا در این بیابانهای بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشانی نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.

در مورد خلق و خوی تازیان هم این موارد خواندنی است: جز آزمندی و سود پرستی هیچ چیز در خاطر آنها نمی گنجد . هرگز از آنچه مادی و محسوس است فراتر نمی‌روند و جز به آنچه شهوت پست انسان را راضی میکند نمی اندیشیدند.از افکار اخلاقی آنچه بدان می نازیدند مروت بود و آن نیز جز خودبینی و کینه جویی نبود.شجاعت و آزادگی که در داستانها به آنها نسبت داده اند همان در غارتگری و انتقام جویی به کار می رفت.تنها زن و شراب و جنگ بود که در زندگی بدان دل می بستند.

اما چگونه است که این مردمان نیمه وحشی توانستند تمدنی چنین با عظمت را نابود کنند؟ دکتر زرین کوب در این مورد اشاره ای جالب دارد:او این بدبختی را نتیجه سایه افکندن اهریمن نفاق شقاق در ایران می داند و این دقیقترین تعبیری است که می توان ارایه کرد.

ما در اینجا به نبردهای آغازین بین سپاه ایران و تازیان نمی پردازیم و بیشتر تمرکز ما بر ورود سیل گونه تازیان به داخل ایران و جنایتهایی است که در حق کودکان و زنان این مرز و  بوم روا داشته اند.

بعد از شکست سپاه ایران و عقب نشینی یزدگرد به داخل ایران و نواحی شرقی، تازیها بی پرواتر شهرهای ثروتمند ایران را یکی پس از دیگری غارت کردند و زنان و کودکان را به بردگی بردند. وقتی تازیها وارد شهری می شدند از آبادانی و شکوه آنجا به تعجب می افتادند چنانکه گویی به بهشت وعده داده شده به آنها دست یازیده اند و برخی دیوانه وار فریاد می زدند به خدا قسم اینجا همان بهشتی است که محمد وعده آن را به ما داده. اما آنها این بهشت را به خاطر عقده حقارتی که نسبت به سایر ملل داشتند با خاک یکسان کردند. اما در این میان مردم ایران هربار که فرصتی به دست می آوردند بر ضد تازیان شورشهایی به راه می انداختند اما چون این حرکتها منسجم نبود و سپاهی هم نمانده بود تا از این حرکتها پشتیبانی کند به فجیع ترین وضع سرکوب می شدند. برای نمونه وقتی مردم استخر بر ضد حاکم عرب استخر شورش کردند و تازیان را از شهر بیرون انداختند عبداله ابن عامر سوگند خورد که : "چندان بکشد از مردم استخر که خون براند...به استخر آمد و خون همه مباح گردانید و چندانکه می کشتند خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند. پس برفت.و عدد کشتگان که نام بردار بودند چهل هزار کشته بود برون از مجهولان" (فارسنامه ابن بلخی ص 116). در سال سی ام هجری مردم خراسان بر ضد تازیان قیام کردند. عثمان خلیفه تازیان ، عبداله ابن عامر و سعیدابن عاص  را فرمان داد که آنان را سرکوب نماید.(مجمل التواریخ و القصص ص283). جالب اینجاست که بسیاری از این تازیان که مسوول سرکوبی مردم بودند از راهزنان و غارتگران عرب بودند که در مرزهای ایران آبادیها و روستاها را غارت می کردند مانند مثنی ابن حارثه و سویدابن قطبه.......

بله این تنها گوشه ای از جنایتهای اعراب در حق مردم ایران است . در یادداشت آینده هم به این موضوع پرداخته خواهد شد و آثار معنوی و روحی روانی این جنایتها را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

 


|+|نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393 ساعت توسط مهدیان |
لعبت چین

تضمین غزلی از سعدی نذر قمر بنی هاشم (ع)

لعبت چین

این جوان کیست   که  سر  مست   چنین   می  گذر د        

           "آفتابی   است  که  از  چرخ  برین  می  گذرد  "

خصم با حیرت از این وا قعه    می گفت همی             

                       "  کیست  آن  ما ه  منوّر   که  چنین  می  گذرد  "

سر وی  آراسته    شمشا  د  قد  و  ما  ه   جبین                                                

                    "  یا مه چارده    یا  لعبت  چین  می  گذرد   "

قا  متش  سر  و   خرا  ما ن  و  رخش ما  ه  منیر                                   

        "  پاد  شا  هی  است  که  بر   ملک  یمین  می  گذرد "

آب  در  حسرت  بو  سید ن  لبها   یش  بود                                  

                   "تشنه  جان  می  دهد  و  ما  ء معین   می  گذرد  "

دستها  یش   قلم  و   مشک  به  دند  ا ن  دا رد                                 

            " نتوان   گفت  که  زیبا  تر  از  این   می  گذ  ر د  "

دشنه  ها   بو  د   و  بسی   نا   وک       دلدوز  بلا                                          

                "   که  بر  آن  زلف  بنا  گوش   جبین  می  گذ  رد  "

پشت   خور شید  به  بالین  مه  ای   خم می  شد                            

              "  به  گمان  افتم  اگر  خو د  به  یقین  می  گذرد  "

گفت  مهتاب  به  خورشید  که  ای  سرو   روان

"  شاهد   آن  است   که  بر  گو  شه  نشین  می  گذرد  "


|+|نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان 1393 ساعت توسط مهدیان |
باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد
باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد
یعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کرد
خاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو را
وقتی که آفرید چه مدت نگاه کرد
هر دو مخدرند که بیچاره می کنند
باید به چشم هات به ندرت نگاه کرد
هر کس نظاره کرد تو را دلسپرده شد
فرقی نمی کند به چه نیت نگاه کرد
عارف اگر برای تقرب به ذات حق
زاهد اگر برای ملامت نگاه کرد
تو بی گمان مقدسی و کور می شود
هر کس تو را به قصد خیانت نگاه کرد



|+|نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393 ساعت توسط مهدیان |
یدالله
یدالله

دستان تو حالا شده بالاترین دست

جبریل بوسه میزند بر اینچنین دست


خلق ازل ، کار ِ ابد بر عهده یِ توست

ای اولین دستِ خدا ، ای آخرین دست


آن دستها را آنقدر بالا گرفتند

تا داد یزدان با امیرالمؤمنین دست


یادِ تو و دست تو افتادم وقتی

در علقمه افتاد بر روی زمین دست


هر سه حکایات نگاهت را نوشتند

پس آفرین آب،آفرین مشک،آفرین دست


این دستها که پیش روی ما باز است

از پشت ، بسته میشود روزی همین دست


پشت و پناه محکمی بودند این ها

زهرا توقع داشت در کوچه از این دست


دست مغیره ، دست زهرا ، دادِ بی داد

افتاد دست بدترین ها بهترین دست


|+|نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر 1393 ساعت توسط مهدیان |
ذوالقرنین
کوروش کبير پادشاه هخامنشی، افزون بر ايرانيان ، به دليل صدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان(ويل دورانت، ويکتور هوگو، کنت گوبينو، هگل، شاتوبراين، پاپ کلمنتوس پنجم ، بوسويه، ناپلئون، دانيل روپس، گيرشمن و...) محترم است .در دوران باستان نيز بسياری از انديشمندان مانند:( افلاطون، فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلی و...) او را ستوده اند.
كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای صد ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين (که برخی او را بدليل سخن گفتن خداوند با وی «و قلنا يا ذا القرنين» پيامبر الهی می دانند) است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. از جمله معروفترين اين محققان می توان به افراد زير اشاره کرد
:
مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسيرالبيان ( ترجمه تفسير سوره کهف از باستانی پاريزی) - علامه طباطبايی در تفسير الميزان ـ آيت الله العظمی ناصر مكارم شيرازی و ده نفر از مفسران قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتيانی،حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی) _ تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن _ آيت الله مير محمد کريم علوی در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبری) _ حجه الاسلام سيد نورالدين ابطحی در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات _ دکتر علی شريعتی در بازشناسی هويت ايرانی اسلامی ـ سيد صدر بلاغی در قصص قرآن _ جلال رفيع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفيزاده در کتاب از کوروش هخامنشی تا محمد خاتمی ـ منوچهر خدايار در کوروش در اديان آسيای غربی ـ آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق و عضو مجلس خبرگان دوم _ استاد محيط طباطبايی _ حجه الاسلام شهيد هاشمی نژاد _ سر احمد خان بنيانگذار دانشگاه اسلامی عليگر هند
.
قاسم آذينی فر در کتاب کوروش پيام آور بزرگ صفحه 89 می گويد: خواجه عبداله انصاری در تفسير ادبی عرفانی خود در سوره کهف پس از آيه «انا مکناه له فی الارض=ما او را در زمين نيروی بسيار داديم» کوروش و ذوالقرنین را یک نفر به شمار می آورد
.
دکتر فريدون بدره ای در کتاب کوروش در قرآن و عهد عتيق پس از يکی دانستن کوروش و ذوالقرنين از شيخ محمدباقر کمره ای شارح اصول کافی کلينی (از کتب چهارگانه شيعه) روايت می کند که: اميرالمومنين علی(ع) خود را مانند ذوالقرنين دانسته و به اين همانندی افتخار کرده اند
.

كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعيا <ع> ـ دانيال نبی ـ حزقيال <ع> ــ ارميای نبی ) از او به عنوان حضرت مسيح ، فرستاده پروردگار، چوپان خدا، شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است
.
درصحف عزرای پيامبر (حضرت عزير) آمده است:کوروش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بيت المقدس بسازم
.
ابوريحان بيرونی (قرن 4 هجری) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجری در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بيت المقدس و مسجد الاقصی (قبله نخست مسلمانان) نام می برند
.
در تفسير قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پيغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کوروش و او مردی بود مومن
.
مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 مي نويسد
:
اين خبر در انجيل هست كه كوروش پادشاه، ستاره ای را كه هنگام مولود عيسی مسيح (ع) طالع شده بود ديده
.
آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايی دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ( به جز يك مورد و در اندازهای كوچكتر كه آن هم از نياكان يا نوادگان كوروش است ) ديده نشده است
.
در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته ای از كوروش كبير باقی مانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهايی آسمانی تراشيده شده است
.
نكته جالب اینست كه ايرانيان از زمان باستان تاكنون اين پيكره را مقدس ميدانند و با اينكه پيكره های ديگر در سراسر ايران در اثر نادانی آسيب ديده است هيچكس جرأت نداشته به اين پيكره اهورايی آسيب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن اين پيكره در ميان مردم بومی باقی است .(دکتر بهرام فره وشی در کتاب ايرانويچ) مردم محلی دستان او را رو به قبله و در حالت نيايش مي دانند
.
تا چند دهه پيش ، مراسم روز تاسوعا و عاشورای حسينی اهالی دشت مرغاب حول آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد انجام ميشد و مردم منطقه نذرهای خود را تقديم آرامگاه ميكردند و آن را همانند امامزاده ها با پارچه های رنگی و قفل ميپوشاندند.( دكتر باستانی پاريزی در كتاب كوروش ذوالقرنين
)


|+|نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مهر 1393 ساعت توسط مهدیان |
نذر امام مجمد باقر (ع)

                                                                                                                 نذر امام مجمد باقر (ع)

ای مزار  بی چراغت  قبله گاه عاشقان                                                          

                   روشنایی بخش د لهای غریبان  جهان

ای غریب آشنا  اسطوره علم  و عمل                                                                            

               رهنمای  عارفان   گنجینه  علم  نهان

تو  تیای  چشم  ما  باشد  غبار  کوی  تو                                                               

                    در  حریم  پاک  تو  صف  بسته  اهل  آسمان

با  قر علمی  و  در  دانشگه  عرفان  تو                                                              

             صد  هزاران  ریزه  خوار  خوان   علمت  همچنان

در  ضمیر  ما  نگنجد  تو  شه  های  علم تو                                                                         

                         بر  تر از  کون  و مکا نی  و  فرا  تر  از  زمان

بر  ستیغ   علم  تو  فهم  بشر  کی  می  رسد                                                                       

                ما  ورای  دانشی   در  قلّه  ها  ی  لا  مکان

 وارث  اسماء  اعظم  شارع   دین   معظم                                                    

        چلچراغ   اهل ایمان  رهنمای  عارفان

بر  تر از  فهم  و  خیال  و در  کوتاه  بشر                                                                      

          عار ف  علم  الهی   وارث   گنج  نهان

اختر  چرخ  ولا  یت    باقر آل  نبوت                                      

    معدن  علم  اما  مت   را حت  روح و  روان


|+|نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر 1393 ساعت توسط مهدیان |
سد شاه عباسی

سد شاه عباسی

سد شاه عباسی ، تصویر سد شاه عباسی ، سد

طاق شاه عباسی پر رکوردترین بنای تاریخی ایران است! سدی با 60متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین سد قوسی جهان را با خود یدک می کشد، بلکه به مدت  550 تا 700 سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است،نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج  یک متری اش به این نام شناخته می شود.

در میان کوهستانهای شرقی شهر طبس، این سازه‌ی دست ساخته‌ی انسان، با پیکری آجری که تاجی از سنگ دارد قرار دارد. این بند که در دره کانیونی سردر است ، در پایین طاقی است آجری که پاکار آن بر کوههای سنگی دوطرف رودخانه قرار دارد.

این طاق در مسیر گردشگری روستای خرو و در فاصله 27کیلومتری شهر طبس در نزدیکی چشمه آب گرم مرتضی علی (ع) قرار دارد.بالاتر از این چشمه، دره محصور و تنگ شده‌ای وجود دارد که در آن سد (طاق) شاه عباسی بنا شده و از لحاظ توریستی بسیار جذاب و دیدنی است.

این طاق دارای سنگ نگاره‌هایی چون نقوش بزکوهی، نماد درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. این نقوش بر گوشه گوشه این طاق ترسیم شده است.

اینها نمادی از فرشتگانی هستند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره‌های طاق حک شده‌اند.

طاق شاه عباسی که به سد شاه عباسی نیز معروف است، از جاذبه‌های تاریخی یزد می‌باشد که در روستای خرو و در فاصله 27 کیلومتری شهر طبس واقع شده است و بنایی است که شاید دیدنی‌ترین اثر تاریخی طبس به شمار بیاید.این بنا یکی از جاذبه‌های فراموش نشدنی استان یزد که چندین لقب تکرار نشدنی را همراه خود دارد و یکی از پر رکوردترین بناهای تاریخی ایران است.

در گذشته با ایجاد طاقی بر روی رودخانه ، در محلی که باید بند جا می‌گرفته ،مانع حرکت آب نمی‌شدند و بنایی بند را که مدتهای مدیدی طول می‌کشیده ، اجرا می‌کردند .پس از اتمام ساختمان بند ،با تونل کوچک انحرافی، آب را منحرف می‌کردند تا زیر طاق با مصالح محکم مسدود شود .سپس تونل انحرافی، مسدود شده آب به مسیر اصلی باز می‌گشته و در پشت سد انباشته می‌شده وبالای بند در آخرین مرحله مرمت طاق شاه عباسی ،با قلوه سنگهایی ساخته شده که این امر به فرموده شاه عباس صورت پذیرفته است.

سد شاه عباسی ، تصویر سد شاه عباسی ، سد

قدمت این طاق را به دوره صفویه نسبت می‌دهند و معتقدند که سنگ نگاره‌های بزکوهی که بر آن حک شده‌اند، نمادی از درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. عده‌ای هم این بز‌ها را نمادی از فرشتگانی می‌دانند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره‌های طاق دعا می‌کنند.
در زیر این سازهٔ آبی که در دهانهٔ یک دره ایجاد شده، در قدیم چشمه‌های آب جاری بوده و آب شرب و کشاورزی طبس را فراهم می‌کرده است. ساختار این سازهٔ آبی نادر است و درباره کاربری‌اش در گذشته، صحبت‌های مختلفی مطرح است. حتا گفته می‌شود برای کنترل سیلاب‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
طاق شاه عباسی سدی با 60 متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین سد قوسی جهان را با خود یدک می‌کشد، بلکه به مدت 550 سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می‌شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است: نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج یک متری اش به این نام شناخته می‌شود.
این طاق زیبا و مستحکم در دره کانیونی باریک و متشکل از صخره‌های آهکی قد بر افراشته و ازنظر شرایط زمین شناسی در بهترین محل ممکن ساخته شده است . در واقع طاق شاه عباسی نوعی سد قوسی است که از استحکام ویژه ای برخوردار است .این سد یا به عبارتی طاق شاه عباسی از جمله سدهای پیشرفته جهان است .
همچنین سوراخهایی چهار گوش و یا بیشتر راست گوشه در بدنه‌ی این کوهها دیده می‌شود که با نام خانه "گبر " به گونه ای رازآمیز زبانزد مردم شهر طبس است .
در حقیقت این سوراخها نوعی کاری یا قنات بوده اند که در گذشته آب رودخانه را به شهر طبس می‌رسانده اند و با ریزش کوه به این شکل در آمده ،به چشم می‌آید.
در دیرباز، ایرانیان در دره های تنگ سدها را روی طاق های آجری احداث می کردند که بدین ترتیب نیاز به سیستم انحراف در حین احداث سد، مرتفع می گردید. این روش خلاقانه با کارکرد کاهش بیشینه سیلاب در سد تأخیری عباسی ترکیب شده است. سیلاب ها با دوره بازگشت ۱۰ سال، از زیر طاق به صورت آزادانه عبور می کنند. همچنین مقداری از حجم سیلاب های بزرگتر در پشت سد ذخیره می شود. بدین ترتیب طی صدها سال، این سد، شهر طبس را در مقابل سیلاب های رودخانه نهرین حفاظت نموده است.
به علت موقعیت جغرافیایی سد تأخیری عباسی، رسوبی در پشت این سد ذخیره نمی شود و بنابر این می توان انتظار داشت که این سازه آبی برای سالیان متمادی بدون نیاز به تعمیر و نگهداری، کارکرد اصلی خود را انجام دهد.

سد شاه عباسی ، تصویر سد شاه عباسی ، سد


برچسب‌ها: سد شاه عباسی, شاه عباس, صفویه, سد طبس, نازک ترین سد جهان

بر گرفته از بلاگ سلطه گران این مرز و بوم


|+|نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور 1393 ساعت توسط مهدیان |
اجداد هخامنشیان
آرامگاه کمبوجیه یکم،پدر کوروش بزرگمقبره کمبوجیه یکم،پدر کوروش بزرگ

همه ی عزیزانی که به تاریخ هخامنشیان علاقه دارند،می دانند که جدّ تمامی شاهان

هخامنشی به شخصی به نام هَخامَنِش می رسد که رئیس قبیله پاسارگاد بود.

پس از او پسرش به نام چیش پِش(675 تا 640 قبل از میلاد)به ریاست قبیله می رسد

که در زمان او پارس ها انشان(عیلام قدیم) را نیز متصرف می شوند.پس از او قلمرو

پارس بین دو پسر او با نام های کوروش(اول) (پدر بزرگ کوروش بزرگ)و آریارامَنه(جدّ

داریوش اول)تقسیم شد.کوروش از 640 تا 600 قبل از میلاد بر انشان حکمفرما بود

و پس از او پسرش کمبوجیه(اول)شاه انشان شد که از 600 تا 559 بر انشان حکمرانی

کرد.آریارامنه نیز از 640 تا 615 بر پارس حکمفرما بود و پس از او پسرش آرشام فقط یک

سال حکمرانی کرد.کمبوجیه مذکور در سال 559 قبل ازمیلاد جای خود را به کسی داد

که بزرگمرد بود ولی ادعای پیامبری نکرد.این فرد کسی نیست جز کوروش بزرگ که در

ادامه بیشتر به خصوصیات او می پردازیم.



|+|نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393 ساعت توسط مهدیان |
نذر آقا امام جعفر صادق (ع)

نذر آقا  امام جعفر صادق   (ع)   مغز متفکر جهان تشیّع

و تسلیت شهادت مظلو مانه آقا به همه ارادتمندان اهل بیت

رئیس  مذهب  شیعه  امیر  ملک  دلها  یی                                 

              به  فضل و دانش و  حکمت  شکوه  او ج دانایی

گلستان امانت را فروغ  لا  یزا لی  تو                                                   

                     علوم  آفرینش را  کلید حلّ  و  معنا یی

ز لبهای  شکر بارت    بریزد  شهد    دانایی                                                      

                     ز افکار  بلند  خود  جهانی  را  بیا  را  یی

چه  گلهایی  که  پر وردی  به  دا نشگاه  قر آ نی                                   

         همه   در اوج   بینش  حکمت و اوج شکو فایی

جهان  سیراب  می گردد هنوز  از  چشمه سار تو                    

           از آن  گنجینه  دانش و آن  علم  اهو  را یی

جهان  در  حیرت  از  نام  بلند  و  فکر  بیدارت                     

          از آن  اندیشه  ناب  و شعور و  عشق  و  شیدایی

علوم  آسما  نها   و  زمین   در   دستهای  تو                                               

                  چه  دا  نشها  که  بشکا  فی  چه  مشکلها    که  بگشا  یی

هزاران  تشنه دانش  شده  سیراب  از  علمت         

                 در  آن  دا نشگه  عرفان  در  آن  گلزار  دا نا یی

فصاحت  از  پدر  داری  و  علم  از  ساقی  کو ثر                           

                 فرا تر  از    زمان  خود  و  فهم  و دانش  مایی

نگنجد  در  ضمیر  ما  نمی   از  چشمه  سار  تو                                                                 

               فرا سوی  خیالی  و فرا تر  از  زما نها  یی


|+|نوشته شده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ساعت توسط مهدیان |
آخرین نوشته ها
دوباره مثل همیشه خجالتم دادی...
هجوم تازیان به ایران
لعبت چین
باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد
یدالله
ذوالقرنین
نذر امام مجمد باقر (ع)
سد شاه عباسی
اجداد هخامنشیان
نذر آقا امام جعفر صادق (ع)
آرشيو وبلاگ
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
آرشيو


آهنگ های ابدی - تعمیرات خودرو - سه سیب - انجمن مورفولوژی جغرافیایی | حاوی